سمیرا میرزایی کارشناس مرکز مشاوره آرامش پلیس کرمانشاه

داستانی برگرفته از یک پرونده واقعی، آرزوی محال

ایرسا_ ۱۵ سال پیش با همسرم با کوله باری از امید ازدواج کردم به همسرم عشق میورزیدم و از زندگی مان راضی بودم، چندسالی گذشت که بچه دار نشدیم به دنبال درمان به چند پزشک متخصص مراجعه کردم که همه ی آنها عنوان میکردند که مشکلی ندارم من هم موضوع را به پای تقدیر و خواست خدا گذاشته و برای آن مهم دعا میکردم.

تا اینکه بعد از گذشت ده سال تجویز و استفاده انواع دارو ها و درمانها یکی از پزشکان موضوع جدیدی را به من یادآور شد که ممکن است مشکل اصلی بچه دار نشدن ما همسرم باشد و همسرم باید برای درمان به پزشک مراجعه نماید اما او حاضر به قبول این موضوع نشد چند وقتی دیگر گذشت و کم کم ناامیدی و غم بر من غلبه کرد وافسرده شدم و به پزشکان اعصاب و روان پناه بردم ،آنها هم تشخیص افسردگی دادند روانپزشک برای آرام کردنم قرصهایی جور واجور تجویز کرده بود که بیشتر خواب آور بودند و فقط برای مدتی مرا از بیداری و حقیقت دور میکرد تا زمانی که دوباره هشیار میشدم !

روابط من و همسرم به تیرگی گرایید ، اورا مسبب مادر نشدن خود میدیدم و همین مسئله او را نیز ناراحت و عصبی کرده بود .

پنج سال دیگر نیز اینگونه سپری شد..

سالهایی که با خیال مادر شدن لالایی تمرین میکردم و باهمان لالایی به رویایی شیرین فرو میرفتم وصبح واقعیت برسرم آوارمیشد دیگر طاقت نداشتم اما کاری از دستم برنمی آمد پدر ومادرم هردو فوت شده بودند خواهر ها و برادرها نیز ازدواج کرده و زندگی خود را داشتند .

تنها راه را ادامه ی زندگی سوت و کور را با همسرم میدیدم .

آری خانه مان سوت و کور بود بدون صدای خنده های شیرین کودکانه ، بدون صدای جریان زندگی ، بچه ای در آن قد نمیکشید ، همسرم که به خانه می آمد دخترکی بابایی با جیغ وسرو‌صدا به آغوشش نمیپرید و باذوق از او درخواست خوراکی و هدیه ای که قولش را گرفته بود نمیکرد ، پسرکی بازیگوش درخانه مان با هواپیمای اسباب بازی و ماشین های جور واجور قان قان نمیکرد!

READ  ۲۳ محور روستایی کرمانشاه همچنان مسدود است

تمام این افکار آزارم میداد ، من هم خانواده ای شلوغ میخواستم ‘بچه’ میخواستم همسرم هم میخواست و دم نمیزد .

گذشت و چند وقت پیش همسرم به گفته ی خود برای قراری کاری به مسافرت رفت و من دوباره به رویاهایم پناه بردم رویای زیبای مادر شدن !
بعد از حدود یک هفته همسرم برگشت و به درِخانه ی سوت و کورمان کلید انداخت اما این دفعه علاوه بر صدای کلید صدای نق نق و گریه ی خفه ی نوزادی نیز با او به گوشم رسید ، آن را گذاشتم به پای توهمات و رؤیاهای همیشگی !

همسرم مرا صدا میزد اما با زبان کودکانه مرا مادر خطاب میکرد و از زبان نوزاد مادر را صدا میکرد و خبر از آمدن میداد!

( مادر من اومدم نمیخوای بیای پیشوازم ؟ مامانی بیا دخترت اومده ) باور نمیکردم! به خیالم باز خیالاتی شده ام اما نه.. این دفعه سراب نبود واقعا یک نوزاد درآغوش همسرم بود!

با مکث و تردید جلو رفتم آری واقعیت داشت نوزادی پیچیده در قنداق با صدای ظریفش گریه میکرد و دستانش را مشت کرده و تکان میدادسراسیمه اورا بغل کردم و به سینه ام چسباندم و در گوشش نجوا وار زمزمه کردم ( گریه نکن مامانی گریه نکن عزیز مامان ! ) و عجیب آن که نوزاد آرام شد و بعد از حدود چند دقیقه به خواب رفت گویا مدت زیادی را گریه کرده بود.

READ  رفع مشکلات کرمانشاه به ویژه بیکاری آن مورد تاکید رییس جمهور است

به خود آمدم و از همسرم جویا شدم که این نوزاد از کجا آمده اونیز اینگونه به من توضیح داد که از بهزیستی مشهد به فرزندی گرفته ام و قرار است جای فرزند نداشته مان را پرکند و میخواهد برایش به نام خودمان شناسنامه بگیرد !

در تردید فرورفتم ، تردیدی از جنس قبول یا رد آن دخترک شیرین دوست داشتنی که لپ هایش گل انداخته بود ، اما لحظه ای به آن فکر نکردم که داستان بهزیستی مشهد و به فرزندی گرفتن نوزاد ساخته و پرداخته وحیله ی ذهن همسرم باشد !

نا خود آگاه دخترک را در آغوشم فشردم من اورا باجان و دل میخواستم !
قلبم اورا میخواست وعقلم نهیب میزد آیا میتوانیم برایش پدر ومادری واقعی باشیم واورا مانند فرزند واقعی خود بزرگ کنیم ؟

چندروزی گذشت و من با افکاری ضد و نقیض به دخترم که او را آرزو نامیده بودم رسیدگی میکردم و در نهایت و با صحبتهای همسرم وخواهرهایش که او هدیه ای از جانب خداوند است پذیرفتم و من اورا پاداش صبرم و نتیجه نذر و عهدی که با آقا امام رضا (ع)بسته بودم میدانستم .

زندگی روی خوش خودرا به من وهمسرم نشان داد حالا ما خانواده ای خوشبخت بودیم آری حالا خانواده شدیم ! خانواده ای متشکل از پدر مادر و فرزند!
همه ی فامیل و دوست وآشنا به علت بیماری کرونا بصورت تلفنی و چندی نیز حضوری تبریک گفتند. من غرق در شادی بودم دخترم را عاشقانه دوست داشتم آرزوی برآورده شده ی من !
لباسهای زیبا به او میپوشانیدم برایش لالایی هایی که تمرین کرده بودم میخواندم و از تمام حالات دخترک زیبایم عکس میگرفتم با لبخندش جان میگرفتم و با گریه هایش بی تاب میشدم .

READ  برگزاری نشست کارگروه تهیه تیپ قراردادها به روش تامین مالی توسط فروشنده در برق منطقه ای غرب

یک ماه شیرین گذشت و حالا دخترکم تقریبا دوماهه شده بود یکی از عکسهایش را به عنوان پروفایل تلگرامم ذخیره کردم تا همه بدانند که این دختر ناز و دوست داشتنی فرزند من است ! بدانند که من نیز بالاخره مادرشدم !

حتی آنها نیز که گاهی مرا بی دلیل ویابدون آگاهی اجاق کور مینامیدند! بالاخره اجاقمان روشن شده بود …!

اما همان عکس قاتل رویاهایم شد و داستان دروغ بافته ی همسرم را برملا نمود گویا از دزدیده شدن چند نوزاد در فضای مجازی پرده برداری شده بود و پلیس از مردم برای هرگونه خبری از مردم تقاضای کمک و گزارش موارد مشکوک کرده بود.

یک شب که آرزویم در آغوشم به خواب رفته بود نیروهای پلیس به منزلمان آمده و موضوع واقعی را برایم توضیح دادند و ریشتر ریشتر زلزله ای از کاروحشتناک همسرم بر پیکرم فرود آمد !ترک وشکاف اول را قلبم برداشت خداوندا:دخترم نوزاد دزدیده شده است!
شکاف دوم را افکار مغزم برداشت همسرم آرزویم را از گروه قاچاق نوزاد خریده است ! و شکاف عمیق بعدی را تمام پیکره ی وجودم برداشت دخترم را میخواهند ببرند!

آرزویم را میبرند!و باید ببرند شاید مادری در انتظار دوباره دیدنش میسوزد ! و من به معنای واقعی کلمه فرو ریختم وآوارشدم !!

READ  ۶۸۰ قرارداد راکد در شهرک‌های صنعتی کرمانشاه فسخ شد

نظر کارشناسی:
شرایط بد اقتصادی و عوامل دیگری مانند شیوع اعتیاد و تکدی گری و … میان والدین اعم از مادر و یا پدر منجر به آن شده است که فروش نوزاد به طرز عجیبی گسترش بیابد که علت آن، زنان و مردان کارتن خواب و معتاد است که به جهت مشکلات خود پیش از وضع حمل، کودکشان را به افرادی که صلاحیت نداشته و یا دلالان پیش فروش می‌نمایند و بسیاری دیگر پس از وضع حمل نوزادان خود را به فروش می‌رسانند و در قبال نوزادشان مبلغی اندک دریافت می‌نمایند. نوزادان معصوم در آینده خود نقشی نداشته و توان مقابله را نداشته و دایما تا بزرگسالی در معرض آسیب‌های روانی و اجتماعی بسیاری قرار گرفته و نهایتاً بسیاری از آن ها بالاجبار عضوی از اعضای سود جوی تکدی گری می‌گردند.

از طرفی نحوه دیگری از خرید و فروش نوزاد وجود دارد و آن عبارت است از اینکه افرادی که بچه دار نمی‌شوند از خانواده‌ای دیگر تقاضا می‌نمایند که برایشان با پرداخت هزینه‌های لازم طفلی را آورده و آن را حمل نموده و پس از وضع حمل، دریافت پول صورت گرفته و نوزاد تحویلشان می‌گردد. در این نوع خرید و فروش طی گزارشاتی که صورت گرفته است، خاصتا در بیمارستان‌های دولتی، پول‌های بسیاری جابجا می‌شود و حتی در این اثنی ردپای دلالان نیز دیده می‌شود که افراد نوزادان را از خانواده‌های پرجمعیت و به عنوان نمونه در روستا ساکن هستند و تعداد زیادی فرزند دارند مثلاً ۸-۹ فرزند دارند و مجدداً خواسته و یا ناخواسته باردار می‌شوند خریداری می‌نمایند و نهایتاً به خانواده‌هایی که باردار نمی‌شوند،‌ به قیمت‌هایی گزاف می‌فروشند.

READ  گزارش تصویری سفر دو روزه عضو هیات مدیره بانک توسعه تعاون به استان کرمانشاه

متاسفانه افراد زیادی در جامعه وجود دارند که توانایی باروری نداشته و بسیار علاقه دارند که کودکی را در آغوش بگیرند و او را بزرگ نمایند و تمایل زیادی به سرپرستی گرفتن کودکان بی سرپرست دارند و از این رو به پرورشگاه‌ها می‌روند و درخواستی مبنی بر سرپرستی کودک مدنظر پر می‌نمایند لکن این امر بسیار طولانی است و شاید هیچ گاه شرایط مورد نیاز را نتوانند فراهم نمایند، درنتیجه زوج‌های نابارور نیز حتی ترجیح می‌دهند بجای در پیش گرفتن راه قانونی و مراجعه به سازمان بهزیستی، از روش‌های غیر قانونی استفاده نموده و نوزادی را برای سرپرستی انتخاب نمایند.

خرید و فروش نوزادان و کودکان در قانون جمهوری اسلامی ایران جرم تلقی می‌گردد و قانونی با عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در ۹ ماده به تصویب رسیده است که متاسفانه اشاره صریحی جهت خرید و فروش غیر قانونی انان نشده است تا ضمانت اجراهایی را در پی داشته باشد.

لکن در ماده ۳ قانون مذکور بیان شده است که هرگونه خرید، فروش و بهره کشی از کودکان به جهت اعمال خلاف مانند قاچاق و … شخص مرتکب به ۶ ماه تا یک سال حبس و یا پرداخت ۱۰ میلیون ریال تا ۲۰ میلیون ریال محکوم خواهد شد.

البته نکته حائز اهمیت آن است که اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی‌ ای در خصوص پدران و مادرانی که طفل خود را در اختیار دیگری قرار داده و در قبالان وجهی را دریافت می‌نمایند و فرزندخواندگی اتفاق می افتند، بیان داشته است که، این مورد نیز مشمول ماده ۳ قانون حمیات از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ بوده و هرگونه خرید و فروش و بهره کشی جرم محسوب می‌شود و ضمانت اجرای کیفری را به دنبال خواهد داشت.

READ  اختصاص ۸ میلیارد تومان اعتبار به مسکن مددجویان کرمانشاهی

شخصی که نوزاد را خریداری نموده است را نیز می‌توان برحس تعاریف آدم ربایی، آدم ربایی تلقی نمود و او را مورد تعقیب قرار داد چرا که طبیعت و ذات آدم ربایی آن است که وقتی شخصی توسط شخصی دیگری ربوده می‌شود، از حقوق انسانی خودش محروم می‌گردد حتی اگر که این کودک در مقابل مبلغی فروخته شود و در اختیار ثالثی قرار گیرد.

در فقه نیز خرید و فروش انسان وجود نداشته و این امر به جهت این که خلاف قانون است، مشمول تفاسیر ماده آدم ربایی بوده و آدم ربایی تلقی می‌شود. باید دقت نمود که مجازات جرم آدم ربایی بسیار سنگین بوده و متناسب با موضوع جرم ، شخص مرتکب به حبس تا پانزده سال و یا اعدام محکوم می‌گردد. این گونه مجازات‌ها که مجازات‌های سنگین تلقی می‌شوند در اصل راهکارهایی مناسب‌تر هستند برای مقابله با این گونه جرم‌ها و راهی است برای برگردانیدن آینده روشن نوزادان و داشتن هویت او و بهره مندی از مهر اولیا.

نویسنده: سمیرا میرزایی کارشناس مرکز مشاوره آرامش پلیس کرمانشاه