?دلتنگم? دلتنگ روز هایی که همه چی خوب بود. دلتنگ گذشته ای هستم که همه چی بدون مرز تعیین شده بود. دیدن عزیزانم و به آغوش کشیدن آنها.. دلتنگم،?برای سفره های پر از مهمان. خونه های پر از سرو صدای بچه های فامیل.. دلتنگ بیرون رفتن های ساده... دست دادن های صمیمانه... روزهای از دست رفته ای که قدر آن را ندانستم...داشته هایی که برایم تکراری شده بود..


ایرسا آنلاین، دلتنگ خسته شدنهای بی بهانه…
از یه چیزهایی خسته شده بودم که الان
شده یه آرزو برام…
دلتنگم برای دور همی های هفته ای…
برای زیارتهای عاشقانه…
دلتنگ خریدهای بدون ترس از هر آدمی یا هر ویروسی…
دلتنگ نماز خواندن های عید فطر و جماعتی که بعد از یک ماه امتحان سخت راهی میشن برای نماز در مسجد…
دیدن سربه سجده گذاشتن زائران
مکه مکرمه در کنار کعبه ?و راه
رفتن دور خانه ات…برای دیدن حاجیانی که ببن صفا و مروه در حال به جا آوردن
مناسک حج بودن…
دلتنگم برای پیاده روی های خستگی ناپذیر اربعین حسینی…
برای زیارت آقا موسی الرضا و نشستن در حرم و مشغول گریه و زاری و حاجت
خواستن از امام رضا (ع)
دلتنگم،برای گذشته که هنوز خبری از
این مهمان ناخوانده نبود و با وجود سختی های تحریم و اوضاع بد
گرانی ،ولی هر چی بود از الان بهتر بود…
کاش میشد برگشت به عقب..
کاش قصه ساعت زمان واقعیت داشت…
کاش قدر اون لحظه ها رو بیشتر میدونستم…
خدایا به کجا داری میبری ما رو..
خدایا دیگه رمقی نمونده…
خدابا تو که میدونی هیچ وقت از
امتحاناتت سر بلند بیرون نیامدم و همیشه شرم سار درگاهت بودم..
خدا یا تو را به تمام نعمتهایت قسم
میدهم…تو را به اعمه عطار و چهاره
معصومت قسم میدم…تو را به حسین تشنه لبت…تو را به گردش روز و شبت..
خدایا من دارم کم میارم.
.از دیدن مرده های بدون مراسم بدون نماز،
از دیدن آدمهایی که هر روز شاهد از دست دادن عزیزانشون هستن…
از دیدن ترس و استرسی که مردم
برای مبتلا نشدن به این بیماری دارن
خسته شدم. بقض زیادی تو گلو دارم?..
خیلی خسته شدم امید به تو بستم..
توکل بر تو کردم..نا امیدم نکن..
خدایا خیلی دلتنگم …تنها تویی که میتونی همه چیز رو برگدونی به گذشته.
خدایا بهم فهماندی!
اگه ناشکر بودم..اگه ناسپاس بودم..
اگه از چیزهای بیهوده خسته بودم،،
پشیمانم..ای پروردگار جهانیان
خودت رحم کن ،این بیماری که باعث این همه دلتنگی ها و کاشها شده
رو بردار از روی زمین..
الهی آمین??

دلنوشته: فریبا رضایی